مهد اندیشه ساز کودکان (قصه بان)

آیا قبلا حساب کاربری داشته اید? ورود


من به تو کمک میکنم

۳۰ مهر
Image

«من به تو کمک میکنم»

 

 

سلام دوستان عزیزم، امروز با یه داستان دیگه با شما همراه شدیم به نام: « من به تو کمک میکنم».

اصلا تا حالا به این فکر کردید که آیا به کسی کمک کردید یا نه؟

آیا کمک شما تونسته دلی رو شاد کنه؟

اصلا تا حالا به یه درخت یه حیوان یه ماهی یا حتی یه پرنده کمک کردید؟

آیا تا حالا به این فکر کردید گه اگر بعضی مواقع کاری انجام ندید خودش بهترین کمکه؟

یا حتی حداقل صدمه ای به اطراف و اطرافیانمون وارد نکنیم!

گفتیم پرنده، داستان امروز ما درباره یه پرندس که به دنبال غذا میره و ناگهان تو سیم خاردارهایی که انسان ها تو دریاچه رها کردند گرفتار میشه، این مورد از اون مواردیه که یک موجود بی گناه اسیر ناآگاهی انسان شده، نااگاهی و شاید خودخواهی و بی تفاوتی انسان ها نسبت به  محیط اطرافشون، اینجاست که میگن: گاهی وقت ها اگر کاری انجام ندی خودش بهترین کمکه.

آیا تا به حال به این فکر کردیم که نسبت به محیط اطرافمون و تمام مخلوقات خدا، در حد توانمون مسئولیم؟

آیا به این فکر کردیم که خداوند برای تمام مخلوقات خودش، سهم زندگی مشخصی قرار داده و انسان باید نسبت به همه ی هستی و مخلوقات الهی با احترام رفتار کنه؟

آیا تا به حال هنگام استفاده از طبیعت و زیبایی هاش، به اون شکل که شایسته بوده از طبیعت سپاسگزاری کردیم؟

اگر پاسخ ما به این سوال بله است، پس چرا هر روز بیشتر شاهد نابوی و آلودگی طبیعت به دست انسان ها هستیم، طبیعتی که سهم همه ی مخلوقات الهیه و انسان خودخواهانه به دنبال نابودی اونه.

و اگر نه، آیا زمان اون نرسیده که رفتارمون رو اصلاح کنیم و کمی با اطراف و اطرافیانمون مهربان تر باشیم؟

آیا تا به حال از پرواز پرنده ای لذت بردیم یا به غذا دادن پرنده ای به جوجه هاش دقت کردیم؟

آیا دقت کردیم تعداد پرنده ها یا همین گنجشک های کوچیک و دوست داشتنی هر روز داره کم تر و کمتر میشه؟

فکر نمیکنم، فکر کرده باشیم چون اگر فکر میکردیم حداقل برای اینکه بچه های ما هم، طبیعت و پرنده ها و جانوران رو بتونن ببینن فکری میکردیم.

اینجاست که به قول قرآن« کان الانسان ظلوما جهولا» در حقیقت انسان ستمگری نادان بود.

و سوال دیگه آیا بعد از اینکه جانداری رو اسیر و یا گرفتار دیدم بهش کمک کردیم؟ تا حالا صدای کمک این موجودات بی گناه رو شنیدیم؟

فکر نمیکنم، که اگر می شنیدیم تنها به خاطر پول یا حتی تفریحات شخصی دست به شکار بی رویه ی حیوان ها و پرندگان نمی زدیم.

اینجاست که میتونم با اطمینان بگم قطعا منظور خدا از موجود برتری که به خاطرش به خودش آفرین گفت و به تمام فرشته ها دستور سجده داده انسانی نبوده که اگاهانه و ناآگاهانه به هستی و دیگران ظلم میکنه.

بگذریم در این داستان پرنده ی قصه ی ما گرفتار میشه و هرچی فریاد میزنه کسی به کمکش نمیاد، اصلا کسی به ناله های یه پرنده ی گرفتار زخمی، توجهی نمیکنه، اما همه ی آدم ها مثل هم فکر و رفتار نمیکنند، میتونیم بگیم که بعضی از انسان ها رسالت انسانیت و مسئولیت نسبت به اطرافشون رو تا حدود زیادی به جا میارن.

امیدوارم همه ی ما شایسته نام سنگین انسان باشیم و وظیفه ی خودمون رو در قبال هستی و جانداران الهی به جا بیاریم.

ایمان دارم که خداوند نسبت به تمام کارهای ما شاهد و ناظره و هیچ حرکتی چه خوب یا بد از طرف خداوند بی پاسخ نمی مونه، در این داستان پسر بچه ی داستان ما صدای یه پلیکان مادری که از بچه هایش دور افتاده و گرفتار شده رو شنید و به کمش رفت، طبیعت هم پاسخ مناسبی به او داد و درست در زمان گرفتاری به دادش رسید.

امیدوارم هرجا و در هر حالی که هستید با جهان الهی از در صلح وارد بشید و هستی رو سرشار از عشق و محبت کنید.

سبز باشد و با بالهای مهربانی بر جهان پرواز کنید.


0 نظر

جهت ثبت نظر لطفا در سامانه عضو شوید یا وارد شوید.

مطالب مرتبط:

Image
۳۱ خرداد
سرزمین مهستان جلد اول، دزدهای طمع کار و پادشاه دانا
ادامه مطلب